جاده كه خنديد
گريه هامو به دست باد سپردم
كفش هاي خستگي امو دور انداختم
و پاهاي برهنه ام را روي تن سرد جاده گذاشتم
هوا سرد بود
كولاك غوغامي كرد
چشمانم يخ زده بود
اما...
جاده كه خنديد
به راه افتادم شك نكردم
جاده كه خنديد
جوراب هايم بوي گل گرفتند
و من
به ياد كلبه ستاره ها افتادم