ترانه آغاز نفس کشیدن من

وبلاگ رسمی ترانه سرا ابوالفضل هوشمند
 
آلزایمر
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦ : توسط : ابوالفضل هوشمند

دل مشغولی های ما باعث شده اصل مطلب یادمون بره.

مسله اصلی لذت بردنه در هر شرایطی با پول بی پول،آرامش زیباترین هدیه ای است که میتونیم به خودمون بدیم....

 

شب رفته

بیدار شده ام

با چشمانی پف کرده

سراسیمه

کیفم را بر می دارم

کار،پول،قسط

با همه اینها

سرگرم شده ایم

آخ رسیدم به اداره

یادم رفت تو را ببوسم

کاش لحظه ها عقب نشینی می کردند

آخ بازم کار،پول،قسط

 

نظر یادت نره گلم.


 
قطار تو را با خود برد....
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦ : توسط : ابوالفضل هوشمند

میدانم تلخترین روز زندگی من روزی است که تو مال من نباشی میدانم آن روز نخواهد آمد من به امید وصال تو زنده ام و خنده هایت تنها خاطره های زیبایی است که در هجوم ثانیه ها دارم.تو همیشه کنارم هستی حتی اگر کنارم نباشی......


کنارم ایستاده ای

با اینکه قطار تو را با خود برد

و نسیم سراسیمه به دنبالت

کنارم ایستاده ای

بوی پیراهنت را می دهد دستانم

چشمانم چشم به آخرین واگن

و تو کنارم ایستاده ای

ریل ها خیلی بی رحمند

......... و اکنون

تنها دود قطار است که قدشان از کوهها بلند تر شده

و هنوز هم تو .........

کنارم ایستاده ای

با اینکه قطار تو را با خود برد


 
این روزها...........................
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩ : توسط : ابوالفضل هوشمند

بانک ها این روزها دلشان شکسته است

این روزها مردم چقدر سنگ را دوست دارند

این روزها اتوبوس ها با آتش نشانی غمخوارند

این روزها سبز می پوشیم تلخ گریه می کنیم

خیابان ها رنگ ماتم پوشیده اند

این روزها من هم میخواهم فریاد بزنم

در آیینه نگاهم را جا گذاشته ام

این روزها مردم ما شده اند