ترانه آغاز نفس کشیدن من

وبلاگ رسمی ترانه سرا ابوالفضل هوشمند
 
آرزوی پنجره
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٧ : توسط : ابوالفضل هوشمند

من عاشق هایکو نوشتنم ساده ،مختصر و مفید.


آرزوی پنجره

"کاش پاهایم به کوچه برسد"

.......زلزله و بعد......

پنجره شکسته به آرزویش رسید.


 
قطار تو را با خود برد....
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦ : توسط : ابوالفضل هوشمند

میدانم تلخترین روز زندگی من روزی است که تو مال من نباشی میدانم آن روز نخواهد آمد من به امید وصال تو زنده ام و خنده هایت تنها خاطره های زیبایی است که در هجوم ثانیه ها دارم.تو همیشه کنارم هستی حتی اگر کنارم نباشی......


کنارم ایستاده ای

با اینکه قطار تو را با خود برد

و نسیم سراسیمه به دنبالت

کنارم ایستاده ای

بوی پیراهنت را می دهد دستانم

چشمانم چشم به آخرین واگن

و تو کنارم ایستاده ای

ریل ها خیلی بی رحمند

......... و اکنون

تنها دود قطار است که قدشان از کوهها بلند تر شده

و هنوز هم تو .........

کنارم ایستاده ای

با اینکه قطار تو را با خود برد


 
دوستت دارم بی بهانه
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢۸ : توسط : ابوالفضل هوشمند

فقط میتونم بی بهونه دوستش داشته باشم اون چشمایی که خوابو از چشمام گرفته اند  وای که دیوونه ی دیوونه بازی هستم.

 

چشمای تو مثه کندوس،دختر چشم عسلی

واسه عاشقای دنیا،تو یه ضرب المثلی

تو همون شاهپری،گمشده تو قصه ها

من دیوونه به یادت،جون می دم تو لحظه ها

چشمای تو چلچراغ شب بی ستاره بود

اشکای تو مرهم لبای تشنه رود

منو تا ضیافت،گل بوسه های خود ببر

پا بذار تو رویاهای عاشقونه ، بی خبر

چشمای تو ساقیه ، دل بهونه گیر من

یعنی می شه دل ببری،تو هم بشی اسیر من؟

یعنی می شه،چشم به راهم بمونی سر کوچه بهار

زندگی ات بدون من ، لحظه لحظه انتظار؟